نمیدونم چرا
ولی الان حالم از همه چیز بهم میخوره
نکته اولی که میخوام اینجا بنویسم یادم بمونه اینه که...مشکل اصلی تو رابطه منو فا طما اینه که اون برای من با بقیه فرق داره ولی من برای اون مثل بقیه هستم:)
نکته بعد اینکه
امروز کارآموزی بیمارستان شروع شد..با اورژانس
اورژانسی که چندساله دوسش دارم
جاییکه امروز وقتی صدا میزدن اینترن طب...دلم میرفت واسه اینکه من جاش باشم
ولی من یه پرستار بودم...پرستاری که میدویید این طرف و اون طرف به بقیه کمک کنه
اونیکه که مریض، وقتی خواستم خون بگیرم ازش برا آزمایش، ازم پرسید اهل نمازی؟! گفتم نه
برام یه مثال قشنگ زد ...گفت خدا مثل موتور برق ته چاهه.نمیبینش ولی نور توی قلبته
نماز بخون
به فال نیک بگیرم؟!۱۰۰%
نماز خوندم
دلیلی نداره بعد نماز خوندن حالت خوب بشه ولی من حالم خوب نبود و بدتر هم شد
خستمه...از همه چیز دوباره بدم میاد
دلم کلی کار و درس میخواد...پول میخوام
کلی کار رو سرم ریخته
باید پاشم
شام بخورم...چایی و شکلات بردارم برم کارامو کنم
........ما را در سایت ..... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 102