آه عمیق که تمومی نداره

خرید بک لینک

چهارشنبه دوم مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۴ ب.ظ توسط پری سا | 

حقیقت اینه که خودم رو رها کردم

آرزوهام رو رها کردم

فردام رو رها کردم

من راه آسون رو انتخاب کردم

راه مقصر دونستن عوامل محیطی

عذاب وجدان گرفتن بعد هر شکست

دوباره بلند شدن

دوباره تلاش نکردن

دوباره فقط نگاه کردن

دوباره شکست خوردن

حقیقت اینه که شکستی نبوده..چون تلاشی نبوده

چرا میگم شکست؟!

من هیچوقت بلند نشدم

فقط نذاشتم خم شم

عادی موندم...عادی گذروندم

خودم رو به چالش نکشیدم

سختی رو دوست داشتم ولی بدنم توانش رو نداشت

نداره

یکجا نشستن خیلی زیاااد برام سخته

سردرگم بودن اذیتم میکنه و هیچوقت نمیدونم چطور ازین بیشتر غرق نشم

چطور واقعا بلند شدم...چطور واقعا شکست بخورم

نشریه که دوماه براش وقت گذاشتم و بعد دیدم همه چیز برای مدیرمسئول خوبه...به اسم اونه...نشست نشریات و سفر رو اون میره...حالم رو گرفت

همه چیزو گذاشتم کنار

بعدتر رادیو و مسائلش حالم رو گرفت

و من گفتم:خب که چی؟ چرا کاری کنم؟چرا خودم رو به این حال بد برسونم؟

هیچ کاری نمیکنم

یاد میگیرم...نگاه میکنم

ولی نگاه کردنم آموزنده نیست

اصلا نگاه نمیکنم

مثل مرده متحرکم

یه روز تو انشام نوشته بودم آدمی که آرزو نداره مرده متحرکه

همون شدم

........

ما را در سایت ..... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: جمعه 24 تير 1401 ساعت: 1:06

صفحه بندی